درسنامه آموزشی مطالعات اجتماعی کلاس هشتم
درس 11: ورود اسلام به ایران
پس از ظهور دین اسلام در شبه جزیرهٔ عربستان، طولی نکشید اسلام به سرزمین ما نیز رسید و حکومت ساسانیان سقوط کرد و دوران تازهای در تاریخ ایران شروع شد.
مردم ایران به تدریج و با آغوش باز اسلام را پذیرفتند و سهمی بزرگ در شکلگیری و گسترش تمدن اسلامی به عهده گرفتند.
ایرانیان مسلمان، آثار ارزشمندی در زمینههای معارف اسلامی، علوم انسانی، علوم تجربی، ادبیات، هنر و معماری به وجود آوردند و به جهانیان تقدیم کردند.
با ورود سپاه اسلام به ایران و فروپاشی حکومت ساسانی، دورهٔ ایران باستان به پایان رسید و عصر جدیدی در تاریخ ایران آغاز شد.
ایران در زمان ظهور اسلام
هنگام ظهور اسلام در شبهجزیرهٔ عربستان، خسرو پرویز بر ایران، حکومت میکرد. او دعوت پیامبر (ص) را برای قبول اسلام نپذیرفت. وقتی خسرو پرویز به دست پسر خود به قتل رسید، رقابت و دشمنی در درون دربار ساسانی، بیشتر شد؛ به طوری که در مدت چهارسال، بیش از ده نفر بر تخت شاهی نشستند.
شورشهای فرماندهان و دخالت آنها در رقابتهای سیاسی، روحیهٔ سپاهیان را تضعیف کرده و توان جنگی آنان را کاهش داده بود. مردم نیز به دلیل وجود نظام طبقاتی، بیعدالتیها و تبعیضهای اجتماعی و مالیاتهای سنگین، از حکومت ساسانیان ناراضی بودند.
در اواخر دورهٔ ساسانی، بر اثر طغیان رودهای دجله و فرات و شکسته شدن سدها، بخشهای وسیعی از زمینها و مزارع حاصلخیز در بینالنهرین که منبع درآمد مهمّی برای حکومت بود، از بین رفت. قحطی٭ و شیوع بیماریهای طاعون و وبا، اوضاع را بدتر کرد.
فتح ایران و سقوط ساسانیان
در زمان خلافت ابوبکر خلیفه اول، اعراب مسلمان روانه مرزهای ایران شدند و مناطقی از بینالنهرین سواد) را تصرف کردند. در دورهٔ خلافت عمر، بخش اعظم ایران به دست اعراب مسلمان فتح شد. وی در آغاز خلافتش، سپاه بزرگی را به سوی ایران فرستاد. ارتش ساسانی در نبرد «قادسیه» از سپاه مسلمانان که روحیه بالاتر و انگیزه بیشتری داشت، شکست خورد. در این جنگ، رستم فرخ زاد، فرمانده سپاه ساسانی کشته شد و مدتی بعد تیسفون پایتخت ساسانیان با غنائم بسیار به تسخیر سپاه اسلام درآمد.
چند سال بعد، در نبردی که در «نهاوند» (در نزدیکی همدان) رخ داد، ضربهٔ نهایی بر پیکر ارتش ساسانی وارد شد، بهطوری که یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، دیگر نتوانست سپاهی را برای مقابله با اعراب مسلمان گردآوری کند.
پس از جنگ نهاوند، شهرها و ولایات ایران، یکی پس از دیگری، به تصرف مسلمانان درآمدند.
سرانجام با ورود سپاه اسلام به خراسان، یزدگرد سوم به دست آسیابانی در مرو به قتل رسید (31 ق) و امپراتوری ساسانی که بیش از چهارصد سال بر ایران فرمانروایی کرده بود، به پایان رسید. ضمناً به دلیل ظلمهای صورت گرفته از سوی حکومت ساسانی، مردم نه تنها حکومت را برای مقابله با سپاه اسلام یاری نمیکردند بلکه پادشاه خود را نیز کشتند.
فعّالیت (صفحهٔ 66 کتاب درسی)
پاسخ در لینک زیر
https://gama.ir/test/detail/4148
ایران در زمان امویان و عباسیان
الف) دورۀ خلافت اُمَویان (بنیامیه): امویان حکومت خود را بر پایهٔ خشونت و ظلم بنا نهادند و چندان به دستورات دینی پایبند نبودند.
در آن دوره اشراف و سران قبایل عرب، بر بیشتر ولایات ایران، حکومت میکردند. مرکز خلافت امویان در شهر شام (دمشق امروزی) بود.
بنیامیه به قوم و نَسَب خود، فخرفروشی میکردند. آنان برخلاف نظر قرآن که برتری انسان را به تقوا و پرهیزگاری میداند، قوم عرب را برتر و شریفتر از سایر اقوام میپنداشتند. در آن دوره، اقوام غیرعرب از جمله ایرانیان مورد تحقیر و توهین قرار میگرفتند و اجازه نداشتند مقام و منصبهای مهم، مانند حکومت ولایات یا فرماندهی سپاه را عهدهدار شوند. در دوران بنیامیه، علاوه بر امام حسن و امام حسین، امام سجاد و امام محمد باقر (ع) نیز به شهادت رسیدند و شیعیان، آزار و اذیت فراوانی را تحمل کردند.
مردم ایران که از ظلم و ستم و قومگرایی امویان بهستوه آمده بودند، از هر فرصتی برای مخالفت و مبارزه با حکومت اموی، استفاده میکردند. ایرانیان در بسیاری از قیامها و شورشهایی که علیه امویان به وقوع پیوست، حضور مؤثری داشتند. برای مثال وقتی «مختار ثقفی» در کوفه به خونخواهی امام حسین (ع) و یارانش قیام کرد، ایرانیان با شور و شوق به او پیوستند.
ب) دورۀ خلافت عبّاسیان (بنیعبّاس): خاندان عبّاسیان از مخالفان بنیامیه بودند. در اواخر حکومت اموی، آنها نمایندگانی را به نقاط مختلف ایران از جمله خراسان فرستادند و مردم را به قیام علیه بنیامیه و حکومت یکی از افراد خاندان پیامبر (ص) دعوت کردند، اما نمیگفتند منظورشان از آن فرد چه کسی است. ایرانیان مسلمان و بهویژه خراسانیان، دعوت عباسیان را پذیرفتند. سرانجام ابومسلم، سردار ایرانی در خراسان قیام کرد. او موفق شد امویان را شکست دهد و سَفّاح٭ از خاندان عباسیان را به خلافت برساند. منصور، خلیفهٔ دوم عباسی، شهر بغداد را بنا کرد و آن را مرکز خلافت عباسیان قرار داد.
عباسیان نیز در ظلم و ستم، دست کمی از امویان نداشتند. خلفای عباسی از جمله منصور، هارونالرشید و متوکل، امامان شیعه را به سبب مبارزه با ظلم و ستم، به زندان انداختند و به شهادت رساندند. آنها نیز همچون اُمویان در کاخها به خوشگذرانی میپرداختند.
خلفای عباسی بر خلاف اُمویان از ایرانیان در سمتهای مهمی چون وزارت و فرماندهی سپاه و حکومت شهرها، استفاده میکردند. البته بسیاری از ایرانیانی که به خدمت خلافت عباسی درآمدند، سرنوشتی تلخ و ناگوار داشتند؛ چنانکه منصور عباسی ناجوانمردانه ابومسلم خراسانی را به قتل رساند.
بَرمکیان نیز که از خاندانهای مشهور ایرانی بودند، به سرنوشت ابومسلم دچار شدند. این خاندان در زمان خلافت هارون، عهدهدار وزارت و حکومت ولایات شدند و نفوذ و قدرت فراوان کسب کردند. خلیفه ناگهان بر آنان خشم گرفت و دستور داد آنها را از قدرت برکنار و زندانی کنند و به قتل برسانند.
فعّالیت (صفحهٔ 68 کتاب درسی)
2- همفکری کنید و بگویید چرا خلفای عباسی آنگونه با ابومسلم و برمکیان، رفتار کردند؟
ابومسلم به اهداف شوم آنها آگاهی داشت، بنابراین وجود او را مانعی برسر راه قدرت خویش میدیدند، خلفای عباسی عنوان تشریفاتی داشتند بطوریکه نمیتوانستند مستقیما در اداره امور دخالت کنند و قدرت و نفوذ برمکیان به اندازهای زیاد شده بود که سبب ترس و وحشت خلیفه شده بود.
3- روی نقشه، به قلمرو حکومت بنیعباس دقت کنید و بگویید شامل کدام سرزمینها بوده است. دور شهری که مرکز خلافت بنیعباس بوده ، خط بکشید.
سرزمین عباسیان شامل ایران - عراق - ماوراءالنهر - شبه جزیرهٔ عربستان و قسمتهایی از شمال افریقا و جنوب اروپا بود.
پایتخت عباسیان: بغداد بود
4- الف) به نظر شما شباهتهای عمده حکومت امویان و حکومت عباسیان چه بود؟
1- هردو حکومت را با توسل به زور و حیله و نیرنگ وفریب دادن مردم بدست آورده بودند.
2- هردو با امامان و شیعیان دشمنی داشتند چون آنها را مانعی بر سر راه خود میدیدند و هردو به عیش و نوش و خوشگذرانی میپرداختند.
ب) تفاوت آنها در برخورد با ایرانیان چه بوده است؟
عباسیان در اداره امور حکومت و مقام وزارت و فرماندهی سپاه از ایرانیان بهره میبردند. اما امویان به غیر اعراب ارزشی قائل نبودند و مورد تحقیر و توهین قرار میدادند و در بیشتر ولایات ایران از سران و بزرگان قبایل عرب استفاده میکردند تا اینکه بتوانند کنترل کنند.
ایرانیان مسلمان میشوند
به گفته برخی از مورّخان، سلمان فارسی نخستین ایرانی بود که در مدینه به حضور حضرت محمّد (ص) رسید و به دین اسلام مشرف شد. سلمان در جنگ احزاب (خندق) حضور داشت و پیشنهاد کرد برای دفاع از شهر مدینه در مقابل حملهٔ مشرکان، خندقی حفر شود. پیامبر دربارهٔ او فرمود: «سلمان از اهل بیت ماست». سلمان همچون مقداد، ابوذر و عمّار، از جمله یاران باوفای امام علی (ع) بود. حاکمان ایرانی یمن نیز در زمان رسول خدا به مدینه رفتند و به دین اسلام ایمان آوردند.
مردم ایران که در عصر باستان یکتاپرست بودند پس از درک پیام اسلام، داوطلبانه این دین را پذیرفتند. پیام اسلام، برابری و برادری بود؛ این پیام برای مردم ایران که از امتیازات طبقاتی اشراف ناخشنود بودند، جذابیت فراوانی داشت.
علاوه بر آن، اخلاق و رفتار پیامبر (ص) و امامان شیعه، نقش مهمی در علاقهمندی ایرانیان به دین اسلام داشت.
امام علی (ع) در دوران حکومت خود هیچ برتری و امتیازی برای اعراب، نسبت به غیراعراب در نظر نمیگرفت.از اینرو، ایرانیان علاقه و ارادت خاصی به آن حضرت و فرزندانش پیدا کردند.
حضور امام رضا (ع) و خواهرش حضرت معصومه (ع) و برادرش حضرت شاه چراغ (ع) و دیگر امامزادگان در ایران، تأثیر زیادی بر توجه و گرایش مردم ایران به دین اسلام داشت.

